|
امپراطوری بایرن
|
مدتهاست که تیمهای باشگاهی آلمان،درخشش لازم در رقابتهای اروپائی را نداشته اند.در عوض تیمهای انگلیسی،اسپانيايی و ایتالیایی از عهده این وظیفه به خوبی برآمده اند.البته تیمهای انگلیسی در این زمینه فوق العاده بوده اند اما درباره تیمهای ایتالیایی و اسپانیایی این حرف زیاد صدق نمی کند.چونکه در بین تیمهای ایتالیایی این فقط میلان بوده که در سالهای اخیر آبروی فوتبال ایتالیا را حفظ کرده ولی بقیه تیمهای ایتالیایی زیاد چنگی به دل نزده اند.در بین تیمهای اسپانیایی نیز فقط بارسا و تا حدودی سویا در سالهای اخیر در رقابتهای اروپائی خوب بوده اند.اما فوتبال آلمان با آن همه سابقه و اعتبار در عرصه رقابتهای باشگاهی زیاد موفق نبوده.بعد از قهرمانی بایرن در سال ۲۰۰۱ در لیگ قهرمانان دیگر هیچ تیم آلمانی نتوانسته تاکنون این عنوان را بدست بیاورد.در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۲ تیمهای آلمانی خیلی خوب در رقابتهای اروپائی درخشیدند.لورکوزن در لیگ قهرمانان تا فینال پیشروی کرد و دورتموند هم در جام یوفا موفق شد خودش را به فینال برساند.اما از آن موقع به بعد دیگر هیچ تیم آلمانی نتوانسته به فینال رقابتهای اروپائی برسد و این شان و منزلت بوندس لیگا را تا حدود زیادی پائین آورده است به طوری که بعضی از کارشناسان به خودشان جرات می دهند و بوندس لیگا را یک لیگ درجه دوم در قیاس با لیگهای ایتالیا،اسپانیا و انگلستان می دانند.در حال که واقعیت این طور نیست و بوندس لیگا هیچ دست کمی از سه لیگ معتبر اروپا ندارد.اگر دلیل آنها این باشد که بوندس لیگا به غیر از بایرن تیم بزرگ دیگری ندارد و در واقع فوتبال آلمان تک قطبی است کاملا در اشتباه هستند.چونکه در سالهای اخیر همگان شاهد بوده اند بایرن در کسب عنوان قهرمانی بوندس لیگا همواره با مشکل روبرو بوده است و تیمهایی نظیر وردربرمن،شالكه،هامبورگ و اشتوتگارت در سالهاي گذشته رقيبان بسيار خطرناكی برای بایرن در راه کسب عنوان قهرمانی بوده اند.حتی تیمی نظیر وردربرمن عملکرد خوبی در لیگ قهرمانان در سالهای اخیر داشته و تیمی دردسرساز برای بسیاری از تیمهای بزرگ اروپائی بوده است.پس سطح بوندس لیگا بسیار بالاست و در این موضوع شکی نیست.اما متاسفانه راه نیافتن تیمهای آلمانی به مراحل پایانی لیگ قهرمانان و جام یوفا بهانه به دست برخی افراد به ظاهر کارشناس داده است.متاسفانه بسیاری از تیمهای آلمانی فقط به فکر بوندس لیگا هستند و در فکر این هستند که رتبه قابل قبولی در بوندس لیگا کسب کنند.حتی بایرن که مشهورترین تیم آلمان است بیشتر از اینکه به فکر لیگ قهرمانان باشد به فکر قهرمانی بوندس لیگا و جام حذفی است و مسئولان این تیم همیشه هدف اول خودشان را ابتدا قهرمانی بوندس لیگا می دانند.حتی سیستم خرید بازیکن در باشگاه بایرن به گونه ای است که بایرن هنگامی دست به خرید بازیکن بزرگ می زند که در بوندس لیگا ناکام بماند و نتواند قهرمان شود.خرید بازیکنانی نظیر بالاک،ماكای،تونی و ریبری در سالهای اخیر هنگامی بوده که بایرن در فصل قبلش در بوندس لیگا ناکامی را تجربه کرده.اما تیمهای بزرگ اروپائی وقتی در لیگ قهرمانان ناکام می شوند همیشه سعی می کنند بازیکنان بزرگی به خدمت بگیرند.همین لوکاتونی چند روز پیش در حالی که فقط یک فصل در بایرن بوده به انتقاد از سیاستهای باشگاه نسبت به جذب بازیکنان جدید پرداخته و این نکته ای کاملا تامل برانگیز است.پس بهتر است که مسئولان بایرن بیشتر به فکر لیگ قهرمانان باشند تا بوندس لیگا.چونکه قهرمانی در بوندس لیگا برای هواداران بایرن کاملا عادی شده و آنها انتظارات فراوانی از این تیم دارند.آنها می خواهند بایرن علاوه بر قهرمانی آلمان،قهرمانی اروپا را نیز کسب کند چونکه بایرن شایسته قهرمانی اروپاست.
طرفداران میشائیل بالاک از این ناراحتند که چرا بالاک تا به حال نتوانسته به جام مهمی چه در عرصه رقابتهای باشگاهی و چه ملی دست یابد.با توجه به اینکه بالاک در حال حاضر ۳۱ ساله است در عرصه رقابتهای ملی فقط یک تورنمنت بزرگ دیگر برای او باقی مانده است و آن رقابتهای جام جهانی ۲۰۱۰ است.اما در رقابتهای باشگاهی او همچنان می تواند به کسب لیگ قهرمانان امیدوار باشد.از بحث اصلی دور نشویم.او زمانی در بایرلورکوزن بازی می کرد.بایرلورکوزن در فوتبال آلمان به نورکوزن معروف است.یعنی تیمی که هرگز نمی تواند عنوان قهرمانی را بدست آورد.این امر بارها به اثبات رسیده است.فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۲ فصل پرفروغی برای بالاک در این تیم بود هر چند که آخرین فصل حضور وی در این تیم نیز به شمار می رفت.لورکوزن در آن سال در بوندس لیگا نایب قهرمان شد.در فینال جام حذفی نیز به شالکه باخت و در لیگ قهرمانان اروپا نیز در برابر رئال مادرید ۲-۱ مغلوب شد تا این موضوع که این تیم هیچ وقت نمی تواند قهرمان شود به وضوح اثبات شود.در همان سال در رقابتهای جام جهانی ۲۰۰۲،بالاک یکی از بهترین بازیکنان آلمان بود و نقش کلیدی در رسیدن آلمان به فینال رقابتها را داشت.اما او در عین ناباوری در دیدار مرحله نیمه نهایی با کره جنوبی با دو کارته شدن دیدار فینال را مقابل برزیل از دست داد و خیلی از کارشناسان بر این باورند که اگر بالاک در فینال جام حضور داشت بعید بود آلمان به راحتی مغلوب برزیل شود.بعد از آن فصل بالاک به بایرن پیوست و شماره ۱۳ بایرن را بر تن کرد.او در بایرن همه جامهای باشگاهی آلمان را کسب کرد اما در فتح لیگ قهرمانان با این تیم موفق به انجام این کار نشد.تا اینکه بعد از ۴ سال حضور در این تیم به تیم چلسی پیوست.خیلی ها بر این باورند که او به خاطر پول بایرن را ترک کرد ولی حقیقت این نبود چون او فقط به خاطر لیگ قهرمانان به چلسی پیوست و در بعضی از مصاحبه های خود نیز به این موضوع اشاره کرده.فصل اول حضور وی در چلسی چندان رضایت بخش نبود چون در نیمه های فصل او به شدت در بازی مقابل نیوکاسل مصدوم شد و ادامه فصل را نیز از دست داد.حتی وضعیت مصدومیت او به قدری جدی بود که او نیم فصل اول رقابتهای لیگ برتر انگلستان را نیز در دومین فصل حضورش در این تیم از دست داد.اما بازگشت وی پرفروغ بود.عملکرد وی باعث شد چلسی در تمام جامها مدعی شود و به فینال لیگ قهرمانان نیز برسد.اما دوباره سرنوشت بالاک در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۲ تکرار گردید و او علاوه بر لیگ جزیره،در فتح لیگ قهرمانان نیز ناکام ماند.در حالی که در دیدار فینال لیگ قهرمانان چلسی تیم برتر زمین بود و منچستر حرف زیادی برای گفتن نداشت در نهایت این منچستر بود که با خوش شانسی بار دیگر قهرمان شد.وقتی که کار به ضربات پنالتی کشیده شد چلسی موقعیت خوبی برای کسب قهرمانی داشت.نوبت به پنالتی پنجم چلسی رسیده بود.بالاک در کنار لمپارد می خندید و منتظر بود که بالاخره به آرزویش دست یابد و قهرمانی لیگ قهرمانان را کسب کند.اما جان تری به شکلی وحشتناک پنالتی را از دست می دهد و در نهایت و در ادامه کار،منچستر به پيروزی می رسد و بالاک نيز در پايان بازی اشک می ريزد.نوبت به جام ملتهای اروپا می رسد.آلمان طبق معمول خوب کار می کند و بالاک نقش کلیدی ایفا می کند و در نهایت ژرمنها به فینال می رسند.حضور بالاک قبل از بازی فینال در هاله ای از ابهام قرار داشت و معلوم نبود که او به فینال می رسد یا نه.مصدومیت بالاک همه را نگران کرده بود.این بار بالاک شانس می آورد و سرنوشت فینال جام جهانی ۲۰۰۲ برایش تکرار نمی شود.با این وجود فینال به نفع اسپانیا تمام می شود و این بار بالاک به جای اشک ریختن،خنده ای تلخ می کند.شاید او در آن لحظه بدین نتیجه رسیده بود که او هیچ وقت نمی تواند به همراه تیمهایش فاتح رقابتهای مهم شود.در نهایت آیا بالاک باید شماره پیراهنش را عوض کند تا به جام معتبری دست یابد یا نحسی لورکوزن هیچ وقت دست از سر او برنخواهد داشت و یا همه اینها خرافات است و در واقع عملکرد بازیکنان یک تیم است که تکلیف قهرمانی را مشخص می کند.برای مثال وقتی در فینال لیگ قهرمانان،جان تری پايش سر می خورد و پنالتی را از دست می دهد یا فینال جام ملتهای اروپا و هنگامی که فیلیپ لام در برابر فرناندو تورس کم می آورد و آلمان گل می خورد،این اشتباهات و از دست دادن جام قهرمانی چه ربطی به پیراهن شماره ۱۳ بالاک و یا نحسی بایرلورکوزن دارد؟
در این پست عملکرد بازیکنان تیم ملی آلمان را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.ابتدا از ینس لمن شروع می کنم.لمن دروازه بان پرفراز و نشیبی بود.عملکردش متوسط بود و اشتباهات بدی هم داشت.از جمله روی گل دوم کروواسی و دو گلی که از ترکیه خورد کاملا مقصر بود و در بازی فینال نیز روی گل خورده مقصر بود.به هر حال باید هرچه زودتر از تیم ملی خداحافظی کنه چونکه دیگه دوران وی تمام شده./فیلیپ لام:یکی از بهترین بازیکنان جام بود.اما در کارهای دفاعی خیلی ضعیف بود.هنوز هم همگان او را مقصر باخت در دیدار فینال می دانند.در دیدار فینال ثابت کرد در کارهای دفاعی خیلی ضعیفه.اما برعکس در کارهای هجومی فوق العاده بود.یادمون نره که گل او بود که آلمان را به فینال رساند./کریستف متزلدر:مدافع بلندقامت باشگاه رئال بازیهای متوسطی را از خودش به نمایش گذاشت.در کل چندان راضی کننده کار نکرد و افت او نسبت به جامهای جهانی ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶ کاملا محسوس بود/پرمرته ساکر:من کلا اعتقادی به این بازیکن ندارم.اشتباهاتش در این جام خیلی زیاد بود و سوتی های زیادی در این جام داد و در بسیاری از صحنه ها هم خیلی کند بود و به راحتی جا می ماند.اما نسبت به ورلد کاپ ۲۰۰۶ پیشرفت داشت./میشائیل بالاک:مانند همیشه خوب بود و در جمع بهترین های جام قرار گرفت.گل او به اتریش از بهترین گلهای جام بود و حالا که دقیق فکر می کنم احساس می کنم زیباترین گل جام را او زد.شاید اگر در دو بازی پایانی هم موفق به گلزنی می شد می توانست عنوان بهترین بازیکن جام را به خودش اختصاص دهد اما در بازیهای پایانی بالاک درخششی نداشت./آرنه فردریش:از بازی سوم به بعد او در ترکیب ثابت ژرمنها قرار گرفت.در کل چیز خاصی از وی ندیدیم اما لااقل نسبت به بقیه مدافعان آلمان خیلی بهتر بود./باستین شواین اشتایگر:در ابتدای رقابتها به عنوان بازیکن ذخیره وارد میدان می شد.اخراج او در بازی مقابل کروواسی باعث شد انتقادات زیادی از او بشه اما صحبتهای یواخیم لو با وی که به او گفته بود تو به بقیه بازیکنان تیم بدهکار هستی باعث شد او انگیزه زیادی پیدا کنه و وقتی در بازی مقابل پرتغال در ترکیب ثابت قرار گرفت او خودش را به همگان ثابت کرد و در آن دیدار به عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شد.در بازی با ترکیه هم گلی زد که یکی از بهترین گلهای جام لقب گرفت./تورستن فرینگس:در جنگهای میانه میدان بسیار خوب بود.در کل او همیشه خیلی خوب بازی می کنه هرچند که بازی وی در اکثر مواقع به چشم نمیاد./توماس هیتزشپرگر:او نتوانست بازیهایی را که در اشتوتگارت انجام می داد در تیم ملی آلمان نیز انجام بده اما به هر حال مهره موثری در میانه میدان برای ژرمنها بود./لوکاس پودولسکی:به نظر خودم بهترین بازیکن ژرمنها بود.عملکرد فوق العاده ای از خودش نشان داد.او ۳ گل در این رقابتها زد و ۲ پاس گل بسیار حیاتی داد.پودولسکی در حالی درخشید که او در پست تخصصی خود که یک مهاجم است بازی نمی کرد و در خط هافبک یواخیم لو از وی سود می برد.او در جمع ۲۳ بازیکن برتر جام نیز قرار گرفت./میروسلاو کلوزه:بر خلاف جامهای جهانی او در ابتدای رقابتها موفق به گلزنی نشد.حدس می زدم که او بر خلاف جامهای جهانی در مراحل بالاتر گلزنی خواهد کرد و همین اتفاق نیز افتاد و او دو گل ارزشمند در مراحل یک چهارم و نیمه نهایی به ثمر رساند.
سلام به تمام مونیخی ها.بالاخره پس از دو ماه فرصت پیدا کردم تا بیام آپ کنم.حالا چرا دو ماه من نتونستم آپ کنم از من نخواهید که جوابشو بدم.چون حوصله ندارم.میریم سراغ جام ملتهای اروپا.تیم ملی آلمان مثل همیشه عملکرد قابل قبولی از خودش به نمایش گذاشت و موفق شد عنوان نایب قهرمانی رو به دست بیاره.اما دوباره گزارشگرها و کارشناسان شبکه سه که انگار چشم دیدن رفتن آلمانها را به مراحل پایانی رقابتهای مهم ندارند برای خودشون شروع به چرت وپرت گفتن کردند.مزدک میرزائی که طرفدار ایتالیا است بعد از اینکه ایتالیا حذف شد و آلمان به نیمه نهایی رسید در یکی از برنامه ها گفت که آلمانها خیلی خوش شانس هستند.بعدش هم گفت آلمانها همیشه با شانس به فینال می رسند و با تیمهای ضعیف همیشه روبرو می شوند و جام جهانی ۲۰۰۲را مصداق سخنانش قرار داد.یکی نیست به این گزارشگر بگه آخه وقتی ایتالیا عرضه بردن کره جنوبی را در آن جام نداشت صعود آلمانها به فینال چه ربطی به شانس داره.اگه ایتالیا واقعا در آن جام تیم خوبی بود میتونست کره رو شکست بده و خودشو به فینال برسونه ولی در عمل دیدیم که نتونستند این کارو بکنند و این آلمان بود که در نیمه نهایی اون جام حساب کره را کف دستش گذاشت.ایتالیا در ورلد کاپ ۲۰۰۲ در گروهی قرار داشت که با مکزیک همگروه بود و به سختی با گل دقایق پایانی دل پیرو با مکزیک مساوی کرد.بعدش همین مکزیک در یک هشتم ۲-۰ از آمریکا شکست خورد و حذف شد و در یک چهارم آمریکا از آلمان ۱-۰ شکست خورد و ناکام ماند.اینها فقط چند نمونه در رابطه با جام جهانی ۲۰۰۲ بودند که نشون میده آلمانها شانسکی به فینال نرسیدند و تیمهای بزرگ دیگه ای که در جام تاکام ماندند همگی تیمهای ضعیفی بوده اند.اما در رابطه با یورو ۲۰۰۸ من نمی دونم رسیدن به فینال چطوری شانسی بوده.مطمئن باشید تنها تیمی که می تونست تیم فیلیپه اسکولاری را شکست بده آلمانها بودند.دیگه حوصله صحبت کردن در رابطه با این جور چیزها را ندارم.چون آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است و در ثانی مردم عادی چیزی از فوتبال نمی فهمند.مطمئن باشید کسانی که با فوتبال آلمان مخالف هستند هیچ چیزی از فوتبال نمی دونند.کارشناسی که بلد نیست تلفظ بازیکنان را درست بگه آوردندش در تلویزیون برای من اراجیف میگه.
خلاصه باید بگم که ژرمنها همیشه برترین تیم اروپا بوده اند و خواهند بود و در این موضوع شکی نیست.هر کسی شک داره خیلی احمقه.
سلام.در رقابتهای دیروز و در واقع هفته ۳۰ رقابتهای بوندس لیگا،بایرن در یک بازی دیدنی موفق شد ۴-۱ بر تیم اشتوتگارت غلبه کند.هیتسفلد تغییرات زیادی را در ترکیب تیم ایجاد کرده بود.کان و فیلیپ لام هر دو مصدوم بودند و نمی توانستند بازی کنند.لوسیو غایب بود و به جای وی فان بویتن در ترکیب اصلی بود.ساینول هم یک خط به جلو آمده بود و هافبک راست بایرن شده بود.ریبری و زی روبرتو هم در نیمکت بودند و اوتل هم در ترکیب ثابت قرار داشت.بایرن از ابتدا بر بازی مسلط بود و خیلی زود به گل رسید.حرکت عالی فان بومل از جناح چپ و پاس وی با دفع ناقص مدافع تیم اشتوتگارت همراه گردید و لوکاتونی هم به خوبی از این موقعیت استفاده کرد و گل اول را زد.بعد از این گل تیم اشتوتگارت برحملات خود افزود و در دقیقه ۱۹ صاحب یک ضربه آزاد شد.داسیلوا بازیکن خط میانی این تیم پشت توپ قرار گرفت و ضربه را نواخت اما ضربه در بین راه به سر فان بومل برخورد کرد و تغییر مسیر ایجاد شد و در نهایت رنسینگ هم نتوانست در مهار توپ موفق عمل کند و بدین ترتیب نتیجه کار به تساوی کشید.در ادامه دو تیم تا پایان نیمه اول بازی پایاپایی انجام دادند تا این نیمه تمام شود.در نیمه دوم شرایط بازی عوض شد و بایرن از همان ابتدا شروع به حمله کرد تا اینکه در دقیقه ۵۵ بازی بایرن صاحب یک ضربه آزاد شد و فان بومل که پشت توپ قرار گرفته بود با ضربه ای محکم بایرن را صاحب گل دوم کرد.سه دقیقه بعد هیتسفلد دو تعویض بسیار خوب انجام داد و ریبری و زی روبرتو به جای فان بومل و ساینول وارد میدان شدند و با این دو تعویض بایرن میانه زمین را در اختیار خود گرفت و چند حمله خطرناک انجام داد که به نتیجه ننشست، تا اینکه در دقیقه ۷۵ نوبت به هنرنمایی فرانک ریبری رسید و ضربه وحشتناک ریبری در کنج دروازه قرار گرفت.این از اون گلهای بی نظیر بود که فقط بازیکنان بزرگ میتونند چنین گلهایی بزنند.یک دقیقه بعد دوباره ریبری بود که گل زیبای دیگری را زد تا کار اشتوتگارت تمام شود و در نهایت این بازی با همین نتیجه تمام شود.بدین ترتیب بایرن در حالی که فقط ۴ هفته تا پایان رقابتها باقی مانده است با ۱۲ امتیاز اختلاف نسبت به وردربرمن و شالکه در صدر جدول قرار دارد و برای قهرمانی تنها به کسب یک امتیاز در چهار بازی بعدی نیاز است.
اما بایرن در روز پنجشنبه در بازی مقابل زنیت در دیدار رفت واقعا بی انگیزه بود.اگر بایرن مانند بازی دیروز در مقابل زنیت بازی می کرد قطعا با چند گل پیروز میدان می شد اما متاسفانه بازیکنان بایرن رقابتهای جام یوفا و بازی در این مسابقات را دست کم گرفته اند و به همین علت هم حالا در آستانه حذف شدن قرار دارند.من که تا به حال در رقابتهای اروپایی بایرن را در مونیخ اینقدر ضعیف ندیده بودم.در ۳ بازی اخیر بایرن در آلیانز هیچ وقت پیروز نشده و این به دلیل بی انگیزگی بازیکنان است.بازی پنج شنبه شب مقابل زنیت در این هفته یک بازی سرنوشت ساز خواهد بود.آیا بایرن بالاخره به فینال صعود خواهد کرد؟![]()